در رابطه با نامه سرگشاده آقای کیومرث بابا زاده(شعر نیمه طنز)
گفتم کیو جان چیست چنین نامه اعمال می خوان ز برایم همه اش ماده به ماده
لیکن چو ندانم که چه گویند و چه گویی من را خبری گو که بود سالم و ساده
پرسید خبر داری از آن کوه پرودبیک؟ عمرم دو سه سالیست در آن کوه فتاده
خواهم که پدید آورمش راه جدیدی باشد که زمانی شود آن راه چو جاده
خواهیم که باشيم كمانگير چو آرش حیثیت ایران بکنیم باز اعاده
اما تو ندانی که در این راه چه صعب است هر کس به طریقی بکند فیس و افاده
گفتم : به شما آرشیان دست مریزاد احسنت بر این همت و مردی و اراده
هم نیز گل از تيغ جدا نیست و زنهار خواهی که شوی مست بكش تلخی باده
خندید و بگفتا همه را راست بگفتی شاعر چو تو از روز ازل دهر نزاده
گفتم که همه راست بگفتیم ولیکن گر هیچ نگویی هم از این خنگ زیاده
1- این شعر تقدیم به آقای بابا زاده و بقیه اعضای تیم مخصوصن جناب رامین شجاعی
2-این شعر رو خیلی سریع گفتم شاید اگه کمی وقت و حوصله داشتم بهتر در میومد. اینروزها خیلی گرفتارم ببخشید دیگه.