سلام.

سوال تکراری "علم بهتر است یا ثروت " رو خیلی ها جواب داده اند. سوالی بی مزه، که جوابهاش بعضی وقتها از خودش بی مزه ترند.

یادم میاد طرفداران علم یکی از برتری هایی که برای علم قائل بودند این بود که:  ثروت رو وقتی ببخشی کم میشه، ولی علم با بخشیدن(آموختن) زیاد میشه.

فارغ از نادقیق بودن هر دو جزء جلمه قبلی، باید بگم امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم(صبح ها که از خواب بیدار میشم گاهی خیلی فلسفی میشم) این سوال برام پیش اومد که چرا این خصوصیت رو(تازه به شرط اینکه درست باشه) یک برتری برای علم به حساب میارن؟شاید اصلاً نقطه ضعفش هم باشه. 

برای توضیح بیشتر مثلاً فرض کنید یک پولدار به جایی میرسه که حالش از پول به هم بخوره، یا مثلاً دلش بخواد ثروتش رو کم کنه،براش کار یک دقیقه است که هرچه قدرش رو که بخواد کم کنه. اما آیا این برای علم صادقه؟با کمال تاسف باید بگم به نظرم اینجور نیست و شوربختانه، آموختن، یک راه بی بازگشت است. و این خیلی مسخره است. امروز صبح این خیلی مسخره بود. همین.

البته این رو هم بگم که من خودم رو بیش از اینکه یک عالم بدونم یک فقیر میدونم. میتونم در مورد جمله قبلی یک عالمه توضیح آماری دقیق هم بدم ولی خیلی ساده اش اینه که اگه مردم ایران رو (از نظر تعداد نفرات) به دو دسته با سواد و بی سواد(با ملاک های قابل سنجش مثلاً مدرک)  تقسیم کنن من احتمالاً جزو دسته اولم و اگر مردم ایران رو (از نظر تعداد نفرات) به دو دسته فقیر و پولدار (بر اساس میزان ثروت و دارایی) تقسیم کنن باز هم من جزو دسته اول هستم. شاید یک فقیر بی سواد یا یک پولدار با سواد نظرات متفاوتی در مورد علم و ثروت داشته باشد. 

اینکه چرا بعد از مدتها اومدم اینجا بنویسم برام جالب بود. در واقع فکر کردم دیدم هیچ جا نیست که دلم بخاد اینها رو اونجا بنویسم.